می نویسم از صبح وروشنی
می نویسم از عشق وتمنا
بازهم می توان عشق را
ازu200du200du200du200du200du200du200du200du200du200du200du200du200du200du200du200du200du200du200du200du200du200du200du200du200du200du200du200du200du200du200d پنجره ی صبح به تماشانشست
باچشمانی بیناوسرشارازنور
گلدسته ی صبح را واقعی تردید
آن وقت به وضوح خواهی دیدکه
سپیده دم صبح چقدر زیباست
آن گاه لمس خواهی کرد که
نفس صبح چه شورانگیز است
شورانگیزتر ازآن صبحی ست که
سرشارازنوروروشنی وامیّدست
پروردگارا به دم مسیحایت سوگند
صبح بی امیّد توراهرگزنمی خواهم
چون درآن خزان وخسرانی ست
که امید درآن مدفون است.
ثبت شده در تاریخ پنجشنبه 28 بهمن 1389 به شماره سریال 120140 در سایت شعرنو
http://www.shereno.com/12670/12367/120140.html
برچسب:
نویسنده: عبدالحمید خدایاری